به نام او
یادش بخیر
آن روزها...
ده سال قبل، چه دورانی بود،
آن زمان می گفتند عقلت بیش از هم سن و سالانت است،عمیق میبینی،
آن روز ها نقطه نظراتم شبیه مردان چهل ساله کارشناس بود!!
و این روزها می گویند که دست چپ و راستش را هم از هم تشخیص نمیدهد!!
آیا شرایط سخت و پر تلاطم آدمی را تا این اندازه احمق میکند؟
یا بیماری هایی زمینه ساز این بی عقلی بوده اند؟
و نه دستی دیگر در کار بود؟
پروردگارا، مارا برای عبادت خودت خلق کردی، برای آنکه وظیفه مان را در مقابل حق جاری انجام دهیم؛
و من چطور این گونه سست و بی حمیت افتادم در جاده ای که بایستی در آن انسانیت را عملی می کردم.
که پروردگار امانتش را سپرده به فرشتگان و نه به جاهلان؛
که نمی توانند مراقب حیات عزیزان باشند.
نوشته شده در جمعه سیزدهم بهمن ۱۴۰۲ساعت 14:44 توسط بنده پشيمان|
برچسب:
نویسنده: نرگس سامانی