به نام خدا
ای کاش آدمی میدانست که کوچکترین کج روی میتواند به از دست دادن دنیا و اخرت بینجامد
تنها انجام یک ادیشن عددی چه راحت ما را به طعمه شدن برای شیاطین انسی می کشاند.
آرام آرام با خوشبینی به امثال حافظ و عطار و مولانا
و مدعیان عرفان در زمانه خویش به دام خواهی افتاد.
امان از این خوشبینی و مثلا روشن فکری.
به ناگاه میبینی در تهدید و ارعاب یک موجود گمراه کننده گرفتار آمده ای.
و اگر از اول ویرایش را انجام نداده بودی نیازی به مسئله برطرف کردن تلاطم های امواج جدایی نبود.
و حال در بند تسخیرش و این جدایی برنامه ریزی شده چه سوزانده شد دنیا و آخرتم ! و چه گمراهی آشکاری!
نادانسته افتادم در دامش.
آخر چه میدانستم که حافظ میتواند از راهی مرا تحت ولایت طاغوت قرار دهد و او برایم نقش شیطان انسی را بازی کند.
به اسم عشق،
اما او یک حقه باز است...
«صوفی نهاد دام و سرحقه، باز کرد
بنیاد مکر با فلک حقه باز کرد
بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه
زیرا که عرض شعبده با اهل راز کرد» حافظ
اول عشق دوم ارعاب
او دورادور تورا میخواست
نه از نزدیک،
برای یک کلاه برداری معنوی.
و من دستش را نخواندم
و رام یک مسیر کلاه برداری شدم!
در ظاهر میخواست
اما در باطن با تسخیر تورا گیج و لال میکرد
بی آنکه متوجه شوی،
امان از وسوسه هایش.
و حال انکه من در این جنگ شکست خوردم
و اگر برنده میشدم آری
مغبون نبودم
آنچنان میجنگید با وسوسه های خودش و هم پیمانانش
که عقلم مهلت نیافت به یک رفتار عقلایی برای نجات از او
«هله هشدار که در شهر دوسه طرارند
که به تدبیر کله از سر مه بردارند» مولانا
«انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابدا»
رسول اکرم (ص)
من در میان شما دو چیز گرانبها میگذارم: کتاب خدا و عترتم، اهل بیتم را. اگر به این دو تمسک جویید هرگز گمراه نمیشوید.
برچسب:
نویسنده: نرگس سامانی