خرید بک لینک
به نام او

چه بسیار کسانی که همچون کودک 5 ساله ای رفتار می کنند که گویی تنها بدن هاشان رشد کرده،دریغ از عقلی که آن را به کار برند تا رفتار متفکرانه از آنان نمایان کند. وقتی دنیای کودکان به میان بزرگسالان می آید،وقتی عقل ها محدودتر و محدودتر می شوند و نسل ها به جای تلاش برای بهبود آن درجا می زنند.اینجا رشد کمرنگ می شود.رکود فراگیر می شود.پیشرفت وجود نخواهد داشت.

اما اگر هرکس خود به جدای از تربیتی که بایستی به آن تربیت می شد،با خود بیاندیشد که چرا و چگونه باید رفتار کرد و در چگونه جایگاهی قرار دارد.این همه رکود وجود نخواهد داشت و ارزش تفکر چه بسیار است که پیشرفت عقل ها به آن صورت می گیرد.

اگر من فکر نکنم و نسل های پس از من فکر نکنند چه می شود.اگر من تفکر کنم و عقلم رشد کند و نسل های پیاپی این رشد عقلی را گسترش دهند چه عالی می شود.هرکدام از ما انسان ها اگر خودمان را بشناسیم و وظیفه خویش را بیابیم و فرزندان خویش را آنگونه تعلیم دهیم که خود به دنبال حقایق باشند و آنان را برای یافتن راه راست رهنمون شویم؛چه عاقلانه و زیبا می شود زندگی ها.

اگر رکود بی فکری های نسل هامان رو هم انباشته شوند،حتی رکود بی فکری یک نسل،آنگاه فاجعه می شود.حتی گاه همان داشته های قبلی از دست می رود.داشته های قبلی یک جامعه.اندوخته های عقلی و عالی ای که جامعه ای با کلی زحمت به دست آورده،ناگهان با کوتاهی و سهل انگاری نسلی به دست فراموشی سپرده می شود. و این تنها رکود نیست؛بلکه پسرفت یک جامعه است.

برای آنکه داشته های یک نسل،یک جامعه حفظ گردد باید تلاش کرد.باید دقت نمود و از غفلت پرهیز نمود.چه رسد به آنکه قرار باشد در جامعه ای پیشرفت باشد.نگهداری اندوخته های قبلی جهاد می خواهد و به دست آوردن سرمایه های جدید جهادی افزونتر.اولین ضرورت پاسداری از ارزش های موجود است و گام بعدی تلاش برای به دست آوردن دیگر ارزش هاست.پاسداری از ارزش هایی که آنها را با تفکر و تحقیق شناخته ایم؛نه ارزشهایی که تنها به ما گفته اند ارزشمند هست.بلکه ارزشهایی که آنهرا لمس می کنیم و دوست می داریم نه ارزش هایی که آن ها را همچون باری سنگین،بدون شناخت،بر دوش می کشیم.

ارزش ها را اگر لمس نکنیم و نشناسیم دیگر ما را ارزشمند نخواهد ساخت،تنها ظاهری ارزشمند خواهیم داشت.اما در باطن خود خواهیم فهمید که در ما ارزشی وجود نخواهد داشت.،چرا که بی فکر ارزش های جامعه را بر دوش می کشیم.

ظاهر بینی ما اینجا می شود انسانی به ظاهر ارزشمند نتیجه اش.اما ارزشی که می خواهیم خود و دیگران را با آن فریب دهیم.ارزش های جامعه می شود ملاکی برای برتری طلبی و مقبولیت.چه بی استحکام اند این خانه های ظاهری ارزشمندی.حقیقتا قدم در این راه چیزی جز فریب خویشتن نیست.چرا که پایه و اساس آن را نشناخته ایم و زندگی مان را روی آن پایه بنا نکرده ایم.

91/11/11

------------------

چه می آید بر سر آنانی که ارزش ها را به ظاهر تن کرده اند؟آن زمانی که فرهنگی مهاجم اما پر زرق و برق هم به سمت ایشان آید؟طولی نمی کشد که درگیری میان این ارزشها به وجود آید و آنکه بدون فکر ارزش ها را انتخاب کرده بود،اگر باز هم فکر نکند،اینبار ارزشهایش را نیز از دست داده و ارزش های تهاجمی را می پذیرد،و این که حقیقت با کدام ارزش ها بود اینجا دیگر مفهوم نخواهد داشت... و این یعنی خسران عظیم بی فکری های انباشته شده.

پس بشتابیم برای تفکر، برای شناخت خویشتن،برای شناخت و شناساندن ارزشهای حقیقی،نگذاریم مغزهامان را منجمد کنند.

نوشته شده در جمعه شانزدهم تیر ۱۳۹۶ساعت 18:6 توسط بنده پشيمان|

برچسب: نکنیم,نکنند,شود؟؟؟؟, نویسنده: نرگس سامانی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1396 ساعت: 13:55

صفحه بندی