خرید بک لینک

به نام او

سلام عزیزم

برخیز

شتاب کن

باید و به جایی و بروی و

نکند نروی؟

روبروی بزرگترین زایشگاه شهر خود برو

بنگر نوزادان تازه متولد شده را

مبارک باد تولدشان

یادش بخیر آنروز که تو متولد شدی

یادت نمی آید

اما دیگران یادشان است

یادشان است که تو نوزاد بودی

خوب تأمل کن

آن روزها که به دنیا نیامده بودی

به یاد آور یادت نمی آید،نه!!

حالا

باید به جایی دیگر بروی

به بزرگترین قبرستان شهر برو

آنجا که هر روز بسیاری مرده می آورند

و مرده ها را به سردخانه می سپارند

روبروی سردخانه بنشین

مرده ها را بشمار

بی حرکت

لاشه

مردار

که به گور سپرده خواهند شد

این است

داستان ما

می آییم و می رویم

مگر ما هستی داریم؟

یک حرکت

موج رفت و آمد

چیستیم ما؟

من و تو چه معنی دارد؟

کسی هست که می آورد و می برد

این اجسام خاکی را

کسی هست که از روح خود در ما دمیده

و ما از اوییم

این روح اوست.

آری

همه جلوه اوست

همه اوست

آیا عقل اعتراف نخواهد کرد؟

که همه اوست ...

گر شوی آگه ز جان خویشتن

ترک گیری این حدیث ما و من

جمله را یک رنگ بین مرد خدا

تا نبینی غیر او راتو جدا

....................................

بگو با اهل مجلس جمله مائیم

که خود را این چنین ما مینمائیم

درون جانشان آگاه هستیم

که ما در جانتان سرّ الستیم

جناب عطار

برچسب: نویسنده: نرگس سامانی تاريخ: جمعه 7 دی 1397 ساعت: 23:53

صفحه بندی