بیا دمی عزیزم
بیا مستی و کنار و بگذار و
این چه عاشقی است که پیش گرفته ای؟
این چه نابینایی است که بیچاره ات کرده؟
برخیز از خواب.
بیدار شو.
ببین قصه عشقت را
این خویش چیست که مستت کرده؟
این نیستی که چند وقتی است به دنیا آمده،چیست آخر؟
مردار گندیده ای که در سفره مورچگان قرار خواهد گرفت چه مستی دارد؟
آهای آنکه جسمت به خاک خواهد افتاد
تو را سزاوار نیست نام پشیمان...
چرا از عشق خویش توبه نمیکنی!
آن زمان که از تو یادی نبود،تو چه بودی؟
چه کسی از محبت آفریدت؟
این است جواب محبت؟
ای بی محبت
این است رسم مروت؟
ای بی مروت
برچسب:
نویسنده: نرگس سامانی